یه روز اب خونمون قطع شده بود . یه سطل ماست برداشتم که برم اب بیارم . بعد داشتم می رفتم پیرمرد میگه میخوای بری اب بیاری . به یارو گفتم پ ن پ می خواستم برم گدایی ظرف خوب نداشتیم این رو برداشتم