آشغالارو گذاشتم تو كيسه مي خوام ببرم جلو در بابام ميگه آشغاله ؟ گفتن پ ن پ كيسه جادوييه كريس آنجله الان مي خوام از توش خرگوش بيارم بيرون ساعت ۷:۳۰ صبح توی بارون شدید پاشدم رفتم دانشگاه. نگهبان میگه کارت دانشجویی؟! میگم ندارم!! میگه دانشجوی اینجایی؟؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ بیکارم ۷:۳۰ صبح تو این سیل اومدم فقط گل روی ماهتو ببینم و برم