به داداشم میگم سر رات داری میری یه لیوان آب هم برای من بیار.بهم میگه تشنته میگم: پ ن پ من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم!!!