سر جلسه به جلوییم می گم سوال 3 بلدی ؟ میگه آره می خوای ؟ میگم پَ نَ پَ نگرانت بودم می خواستم اگه ننوشتی بت بگم . رفتم باغ وحش از نگهبان می پرسم ببخشید آقا قفس شیرا کجاست ؟ میگه بازدید کننده ای ؟ میگم پَ نَ پَ از اقوامش هستم اینورا کار داشتم گفتم سری بهش بزنم . مگسه نشسته رو برنج به خواهرم میگم : مگس ، میگه بکشمش ؟ میگم پَ نَ پَ زشته برنج خالی بخوره یکم خورشت بریز واسش سر یه جریانی عصبانی بودم به خانمم میگم از همه ی آدما بدم میاد. میگه از منم بدت میاد؟ گفتم نه! گفت چون دوسم داری؟ پـَـــ نــه پـَـــ چون آدم نیستی!!!