عاغا ما خانوادگی ماه رمضان تا سحر بیداریم بجز گودزیلامون (داداشمو میگم).یه شب که من و بابا و مامان داشتیم تلوزیون میدیدیم (ساعت 2:30) یهو گودزیلا از خواب بلند شد و شلوارشو در آورد! اول ما فکر کردیم میخواد بره دستشویی (همیشه موقع دستشویی رفتن شلوارشو در میاره ) ولی در کمال نا باوری دیدیم رفت سمت آشپزخانه!!! برق رو روشن کرد و دوباره در کمال کمال ناباوری سیم یخچال رو از دوشاخ کشید!!! یهو دیدیم نشست که اونجا کارشو بکنه که من روی یه حرکت جکی چانی پریدم بالا سرش صداش کردم اونم یهو بخودش امد بعد فهمیدیم تو خواب داشته این حرکتارو میرفته .بعدشم دسشویی نرفت و شلوارشو پوشید و خوابید .جالب اینجاس وقتی فرداش ازش پرسیدم این کارای دیشبت واسه چی بود گفت: کدوم کارا؟!؟! (اصلا یادش نبود) . اینم از این گودزیلای ما تو خواب هم آدم رو دق (دغ) میدن. والااا!! :)))))