*****گریفندور***** یه بار از مدرسه اومدم خونه دیدم همه چراغا خونه خاموشه در اتاق مامانم بستس(آخه معمولا قفل میکنه نرم لب تاپ رو بردارم) یهو منو جو گرفت به انگلیسی عربده زدم : من تنهااااااااام یهو بابام از تو اتاق نعره زد : من تنهام و زهر مار من تنهامو قلوه سنگ !!!!!تو هنوز آدم نشدی ؟؟؟؟؟!!! بنده در افق محو نمودی و چون اجازه ندادندی در افق محو بنمایم در عمود محو نمودم این بود از انشای من :)