يه روز که توخونه فکرميکردم تنهام چون ازخواب بيدارشدم چراغاخاموش بود رفتم تواتاق(چراغ خاموش بود)ميخواستم باکامپيوتر ور برم... بعد نيم ساعت به ذهنم رسيد که با رادار ببينم داخل فضاى خونه جز من کى هست؟ رادار 3نفرو نشون داد... هرسه نفر:جيييييييغ... اولى:من که فکر ميکردم کسى خونه نيست! دومى:خواهرم که فکر ميکرد جزمنو اون کسى نيست و به نفرسوم فکرميکرد!(^O^) سومى برادرم که فکرميکردجزمنو واون کسى نيست وبه نفر سوم فکرميکرد!~`O`~