خاطرات یک فروشنده: ۴۰دقیقه تو مغازه بودم یه مشتری نیومد همینکه شروع کردم ب تِی کشیدن یهو صد نفر باهم اومدن . . . ۲-۳نفرم گفتن داداش ما فقط اومدیم برینیم به کف مغازت