K : E @@@@@ امروز با الهام نومزدم رفته بودیم مغازه وحید رفیقم که یکی دیگه از رفیقام اومد داخل گف : آقا وحید شماره رسیدگی به گرون فروشی میوه تره بارو نداری ؟؟ بهم میوه گرون دادن :(((( یه چشمک به وحید زدم وحیدم شماره مغازه خودشو بهش داد اونم تشکر کرد رفت^_^ چند دقیقه بعد گوشی مغازه زنگ خورد دیدم شماره خودشه الهام گوشی رو برداشت الهام : الو بفرمایید رفیقم :خانم بهم میوه گرون دادن ,دو برابر قیمت دارن میوه میفروشن الهام : صبر کنید وصل کنم رئیس من :صدامو کلفت کردم , الو رستمی هستم سلام علیکم, بهم گفتن که چی شده ,الان شما کجایید من خودم به شخصه بیام رسیدگی کنم ^_^ اون بیچاره هم آدرس داد من : لباساتون چه رنگیه که اومدم راحت پیداتون کنم ؟؟^_^ اون :شروار مشکی کفش قهوه ای پیراهن سفید من : پس صبر کنید اومدم اون : واقعا ممنون از خاکی بودن و مردمی بودنتون من : آقا وظیفس وظیفه ,خداحافظ بعد یه ساعت بیچاره تو گرما وایساده بود رفتم پیشش گفتم داداش فکر نکنم دیگه آقای رستمی بیاد اون : 0‎_o‏ کامران کار تو بود ؟؟ کامران ن ن ن ن ن من : الفرارررر نتیجه اخلاقی : موقع خروج از خانه از بسته بودن شیر های گاز مطمئن شوید o‎_‎0