چند سال پیش با مدرسه رفته بودیم اردو . مدرسه هم به راننده سرویس ما که ادم باحالی بود گفته بود بیاد مارو ببره.ما دومین گروه بودیم که میرفتیم این قبل ما یه گروه از مدرسمونو برده بود همونجا. بعد دوساعت راه ما رسیدیم اردوگاه بعد یه مرده تیپ زده بود داشت برای ما با اب و تاب سخرانی میکرد که این راننده سرویس اومد. وسط حرفای این مرده بلند گفت من قبلا حرفای اینو شنیدم چرت و پرت میگه زود باشید بریم وقتو تلف نکنید یعنی جوری که اون مرده ضایع شد.اون یارو کچله که رفته بود ارایشگاه ضایع نشد. مام که داشتیم درختا رو گاز میزدیم از خنده. من:) دوستام:) یارو:( راننده:)---