یکی از فامیلامون که پسر بود تعریف میکرد که یک هفته مونده به چهارشنبه سوری مدرسشون اعلام کرده بودن که باید تا روز چهارشنبه سوری و خود چهارشنبه سوری هم بیاین مدرسه فامیل ماهم ترقه داشت زنگ بعد میره میبینه در دفتر نیمه بازه ترقه رو روشن میکنه و میندازه تو دفتر و درم میبنده بعدم میره پایین و با خیال راحت دستاشو میشوره و میاد بالا!!! آخرم کسی نفهمید که کار اون بوده و مدرسرم چهار روز مونده به چهارشنبه سوری تعطیل کردن...!!!!!!!!!! قیافه ی فامیلمون D: قیافه ی مدیر و معاونا :D