یه نمه عاشقانه ;-) از فلفل ریختن تو لقمه دیروز که گفتی با عشق برام درست کردی گذشتم...هر چند هفت جد اژدها رو جلوم دیدم.....از اون تخم مرغیا که پس پریروزگذاشته بودی تو جیبم و باعث شد تو خط بترکه و ملت بهم بخندن هم گذشتم...پارچ آب یخ دم خواب و لاکی که زدی برام ملت الانم بهم میخندن که اخخخخخخخ چه کور بودم ندیدم....تازه هنوز یادم نرفته زنگ خور گوشیمو صدا گ..ز گذاشته بودی هه اما دیگه الان اینننننننننننننننننننننننن یکیو نمیتونم تحمل کنمممممممممممممم وجدانا....آخه با این موهای فندقی چه خاکی سرم بریزم؟! نخندددددددددد در میگم نخند نگفتم که بخندی گفتم نیشتو ببندیااااا :-) اه حالا من لبخند زدم نمیخوادددددد استارت بزنی :-)..... (در حال قهقهه زدن)...از دست تو...ببین ولو شدم زمین...گفته باشم بار اخرتتتتتتتت باشه از این کارا میکنی...ایندفعه رحم ندارم . . .مثه تو...مثه خاطراتت...مثه همین رنگ موی که ریخته بودی تو شامپوم یادته؟!لعنتی الانم بهت فکر میکنم زندگیم رنگی میشه...پووووفففففف....دلم برا دیوونه بازیاتم تنگ شده.مرد نیستم تا وقتی که برنگردی موهامو رنگ نکنم...بزار بخندن...میخوام تا وقتی برگردی مثه این مدت باقی بمونم هعی....کات!