آقا جاتون خالی... یه روز با دوستم تو خونه تنها نشسته بودیم... پای کامپیوتر.. . یهو یکی از اقواممون اومد خونمون.. منم باهاش رودرباسی داشتم... خلاصه اومد نشست پای کامپیوتر... من دیدم اوضاع خیلی خیته... گفتم بذار سرگرمش کنم.. گفتم بلدی بازی آی جی آی رو برام رد کنی ؟؟ گفت آره... گفتم صبر کن بیارمش.. . از شانس بد ما... بازی تو همون پوشه ای بود که چندتا فایل مخفی کرده بودم... گفتم خدایا چه کنم؟؟؟ اوضاع خوب که نشد هیچی بدترم شد... حلاصه اول رفتم فایلهای مخفی رو dont sho کردم.... اونم گفت چرا اینجوری میکنی ؟؟؟؟؟ مگه چیه ؟ گفتم هیچی .. این بازی.. بیا یادم بده.. گفت نه!!! بذار ببینم چی داری... آقا منو میگی هرچی گفتم بابا عکس خانوادگیه.... فایل شخصیه.... بابا اصلا نمیخوام تو ببینی... گوش نمیکرد... رفت داخل پوشه فایلها رو ببینه... من کامپیوتر رو ریست کردم... دوباره رفت داخل پوشه... اینبار خاموش کردم.. دوباره روشن کرد.. منم با دکمه ی پشت پاور خاموش کردم.. بازم روشن کرد.. من دوشاخه رو از پریز کشیدم.. باز روشنش کرد.. لامصب ول کن نبود.. پا شدم یواشکی رفتم کنتور برق رو زدم... لامصب اینبار هم فهمید... هیچی دیگه.. دیدم راهی نیست... از خونه زدم بیرون... :) :) :)