سلام اقا ما رفته بوديم بيرون تو کارامونو کرديم داشتيم بر مي.گشتيم خونه ديدم صداي اهنگ مياد . رفتيم جلو ترو ديدم يارو اهنگ قذيميي عشق منو گذاشته بعد چند تا پير مرد نشتن رو سکو اون طرفشون هم چند تا پسر جوان نشستن بعد ماهم واساديم که يکم خستي در کنيم . سه تا پير مرد ديگه اومدن . تارسيدن به پسرا زدن زير گوششون پسرا هم برگشتن گفت اا حاجي چرا مي زني پير مردا گفتن اين اهنگا به درد شما ها نمي خوره پاشين بريد اونام رفتن خودشونم نشستن کلشونو گرفتن پايبن هي تکون مي دادن به نشانه تاييد) يارو خواننده عشققققق مننننننن عشققققق نننن مي خوند پير مردا هم تاييد مي کردن يعني اين قد اون روز خنديدم ما )زنشون ببينن خونه راشوندن بگن برو پيش همون عشقت ديگ