داری راه میری اتفاقی رو زمین یه الماس پیدا میکنی و خیلی خوشحال میشی که بعد مدتها همچین چیز با ارزشی پیدا کردی، تو اوج خوشحالی جلوتر می بینی یه گردو هم رو زمین افتاده، حریص میشی میگی خب چی میشه کنار این الماس گردو رو هم داشته باشم؟ دولا میشی که گردو رو ورداری ولی غفلت میکنی و الماس از دستت سر میخوره و میره می افته تو چاه، تو میمونی و یه گردوی پوک با یه عمر پشیمونی به خاطر از دست دادن الماس فقط برای حریص بودن! این حکایت زندگی خیلی از آدماس که یه کسایی رو پیدا میکنن که واقعا کمیابن و شاید دیگه همچین چیزی نصیبشون نشه ولی به هر دلیلی حریص بودنشون باعث میشه اون آدمای کمیاب رو از دست بدن