پیش دانشگاهی بودیم زنگ خورده بود بدو بدو داشتم میامدم که برم تو سالن آخه درارو میبستن یهو یه چیزی افتاد تو چشم همینجوری با چشمم درگیر بودم دمه در ناظم واساده بود بهش میگم آقا آقا ببینید تو چشممون چیزی میبینید یکم نیگا کرد فک کرد مسخرش دارم گف آره آره یه خر تو چشات میبینم بدو برو تو کلاست بدو یعنی خودشو ندیده بود تو چشام که این حرفو زد؟؟آیا؟؟